اسكندر بيگ تركمان

439

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

وقايع سال ميمون و ايام سعادت مقرون توشقان ئيل تركى مطابق الف هجرى سال پنجم جلوس همايون و قصاياى آن سال بتقدير واهب ذوالجلال چون فصل شتا بنهايت انجاميده و باد بهارى صلاى نزهت و خرمى داده عشرت سراى باغ و بوستان از گل و ريحان آرايش يافت . شعر ز اعتدال هوا وز دور چرخ اثير * چو عهد شاه جهان تازه گشت عالم پير اعنى نوروز جهان افروز بخرمى و فيروزى در روز چهارشنبه بيست و پنجم شهر جمادى الاولى وقوع يافته خسرو چهار بالش سپهر در شرفخانه حمل مقام گرفته گيتى آراى گشت شاه جمجاه همايون بارگاه در باغ سعادت آباد قزوين جشن خسروانه آراسته چند روز در آن رياض كوثر حياض بعشرت و شادكامى گذرانيده از حوروشان خورشيد لقا كام ستان بودند و چون خاطر انور از ميرزا لطف اللّه وزير بجهة سوء اعمال پسرش كه از روى جهل و غرور بارتكاب آنها دليرى ميكرد دلگير گشته بود او را از وزارت معزول فرموده حاتم بيك اردوبادى كه مرد خردمند صايب رأى نيكو اخلاق و مستوفى الممالك بود بدان منصب و الا ارجمندى يافته اعتماد الدوله لقب يافت و هم درين سال اللّه قلى بيك قپانا اغلى قاجار را كه قبل از جلوس همايون در سلك قورچيان عظام منتظم بود و بعد از آن برتبهء يوزباشيگرى ترقى نموده بود مورد تربيت و الطاف شاهانه فرموده بمنصب عظيم القدر قورچى باشيگرى كه از معظمات مهام كارخانهء سلطنت و پايه والاى اولياى دولت است سربلندى يافت و در همان ايام ايلچيان روم از جانب پاشايان سرحد آمده خبر استحكام بنيان مصالحه آوردند و متعاقب ايشان مهديقلى خان كه از روم كما ينبغى بآداب رسالت پرداخته مصالحه را بر وجه دلخواه صورت داده مراجعت نموده بود از اردبيل كه مقر حكومت او بود آمده شرف پاى بوس دريافته تحف و هدايا گذرانيده و نامه محبت آميز مشتمل بر تجديد قواعد مصالحه كه از جانب خواندگار آورده بود به نظر همايون رسانيد مستعدان روم تاريخ اين صلح را سال فرخنده فال حفيظ يافته در آن مكتوب بخامهء عباسى خامه مندرج ساخته بودند از سوانح آن ايام آنكه مهديقلى خان بعد از يك ماه چهل روز كه در خدمت اشرف بود چون از اويماق چاوشلو و قوم مرشد قليخان و محمد شريف خان بود و محمد شريف - خان فرار نموده بگيلان رفته بود بعضى خطايا به او اسناد كردند و مزاج مبارك كه از طبقهء چاوشلو عموما منحرف بود و ايشان را صاحب داعيه ميدانستند ازو منحرف گرديد چون مشار اليه مرد با رأى و هوش بود بىتوجهى و انحراف مزاج اشرف را تفرس نموده بود و [ 298 ] اينمعنى